هینوتیزم درمانی مبتنی بر رویکرد رفتاری ؛ شناختی :

میتوان از هیپنوتیزم  بعنوان  شیوه ای  بسیار جامع  به  منظور تخفیف  نشانه ها استفاده کرد واز طریق آن نسبت به منشاء اساسی علائم بیماریها مطلع  می شویم  که  البته  آگاهی  صرف در این  مورد  موجب  رفع علائم نخواهد شد بلکه با این شیوه از نحوه تداوم نشانه هااطلاع  پیدا  می کنیم  واین  نشانه در تغییر آن  موثر است ؛ بنابراین مشکلات بطور تغییر ناپذیر از دوران کودکی سرچشمه نمی گیرد

 بلکه  آنها  ناشی  از تفکرات  منفی  وخود  مغلوب کننده ای هستند که بیماران مکررا  به  خودشان  القاء  می کنند .  این  فرایند  شکلی  از خود  هیپنوتیزم  منفی است . هیپنوتیزم درمانی شناختی رفتاری بطور ویژه بمنظور غلبه برخود  هیپنوتیزم  منفی است  چرا که  در واقع  القاآت  درونی  مثبت  مستقیما با خود القائی های  منفی یا خود هیپنوتیزم های منفی مقابله می کند میتوان هیپنوتیزم درمانی رفتاری ؛ شناختی را به دو مرحله اساسی تقسیم نمود .

 1- آشکار سازی یا تعیین تفکرات خود مغلوب کننده ( خود هیپنوتیزم منفی )

 2- بازدارنده های شناختی :

 تکنیک آشکار سازی :  

درمانگر قبل  از تغییر تفکرات  ناسازگارانه  لازم  است  که  بیمار را  یاری  دهد  تا  آنها را  بشناسد . وجود  اضطراب  جزئی باعث اضطراب  و تخیلتی  میشود  که  مشکل  آفرین  نیست . و بسیاری از مردم با کمی تمرین و آموزش می توانند  با مشغله های ذهنی خود کنار آمده  و  آنها  را تحت  تسلط  خود  قرار دهند  این  مسائل  معمولا  در ناخوداگاهی آنطوری که مردم فکر می کنند قرار ندارد بلکه اصطلاح  بهتری  که  آنها را توصیف  کند  ممکن است  نیمه خوداگاهی ( درست زیر سطح آگاهی ) باشد اگر چه ما معمولا به تفکرات تخیلات  و رویا های  روزانه  خیلی توجه  نمی کنیم  اما  بسادگی  میتوانیم  فکرمان  را  روی آنها متمرکز نمائیم ؛ فرد نه نیاز به خلسه ونه  به  تکنیک های  تن آرامی  برای  آشکار کردن  آنها دارد . با  این  وجود ؛ پاره ائی  از مردم دنبال رویه های تن آرامی می گردند طوری که آنان را در مقابل افکار و تخیلات ایجاد کننده اضطراب که معمولا از مواجه با آنها میترسند کمک نماید .

 تکنیکی که  بتواند  با  بدون القاء  هیپنوتیکی  قبلی  مورد استفاده قرار بگیرد این است که از بیماران بخواهیم موقعیت های مشکل آفرین رابیاد آورند ؛ وآنچه  که  قبل  از تجربه  اضطراب  بدان می اندیشند  یا تصور می کنند را مشخص نمایند میتوان بطور متناوب بیماران را آموزش  داد  که  از خود باز بینی استفاده  کرده  تا یاد  بگیرند موقعیت ها ؛ تفکرات  و تخیلاتی که اضطراب را از بین  میبرد ضبط وثبت  نمایند . به  آنان  توصیه  میشود  هر موقع  احساس اضطراب نمودند آنرا با سرعت سنج ثبت نمایند و تفکراتی که در آن موقع به ذهن شان  وارد  میشود  را مشاهده  یا  آنچه  که  پیش از تجربه  اضطراب  بدان  فکر کرده اند را بیاد آورند . میتوان از تصویر سازی فراخوانده  نیز برای  آشکار شدن  تفکرات  ایجاد  کننده  اضطراب  استفاده  کرد . میتوان بیماران را آموزش داد که در طول هیپنوتیزم وبدون استفاده از رویه القاء هیپنوتیزمی قبلی ؛ خودشان را تجسم کنند آنچه که از آن می ترسند انجام می دهند .

برای مثال برنامه معارفه با فردی قدرتمند با موقعیتی اجتماعی در سطح بالا . ازآقای ایکس خواسته

 می شود که منتظر وضعیتی  ناراحت کننده  باشند ؛ سپس  تفکرات وتخیلاتی که  به  ذهن شان خطور میکند ( نظیر دیدن خودشان که طرد می شوند ) گزارش نمایند  بعدا  درمانگر و بیماران  میتوانند از مطالبی که به نحوه القاآت خود هیپنوتیزمی را پدید می آورند استفاده کنند ؛ اگر بیماران با تصویر سازی ذهنی وتکنیک های خود باز بینی موفق به آشکارکردن تفکرات وتخیلات تولید کننده اضطراب نشئند آنگاه میتوان با ارائه موقعیتی وافعی برای این منظور استفاده کرد به این شکل که موقعیت اضطراب آوری را در نظر بگیرند وسپس تفکرات وتخیلاتی که این تفکرات را از بین ببرد را مشاهده نمایند .  

بازدارنده شناختی :

مرحله بعدی باز نویسی مواد ایجاد کننده اضطراب است که بدینوسیله تلقینات منفی و خود مغلوب کننده ( خود هیپنوتیزم منفی ) با القاآت سازنده و مثبت جایگزین  می شود . با بکارگیری  درست  این  تلقینات  درمانی افکار فرد دگرگون میشود . این روش از درمان عقلانی عاطفی نوعی درمان رفتاری شناختی است که بازدارنده شناختی نامیده می شود .

کپی ازمطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد .