اگر تمام اطلاعات وعلم دنیا را جمع کنی -

از هر چیز و در هر زمینه ای بدانی .

اما در متن اندیشه تو تبدیل به معرفت نشود هیچ ارزشی ندارد .

بعضی ها می گویند معرفت چیست چگونه میتوان فهمید که علم ما تبدیل به معرفت شده یا خیر؟

به این مثال ساده توجه کنید :

فرض کنید در تمامی عمر مشغول به گفتن ذکر خداوند هستید -

اما با اینکه ذکر خداوند را می گویید هیچ اثری از صفت های ذکر های که می گویید در رفتار شما

دیده نمیشود.

زمانی  ذکر گفتن در وجود شما تبدیل به معرفت میشود که اگر می گویید یا رئوف -یا رحیم -

یا لطیف - تمام این صفات الهی در رفتار شما دیده شود در غیر اینصورت این ها ذکر نیست

بلکه ورد است - لذا گله نکنید چرا ما نماز میخوانیم - ذکر می گوییم اما همیشه گره در کارمان هست

آرامش نداریم - صفاوصمیمیت در خانواده مان نیست -

گروهی از افراد مدعی هستند که که دو ماه است از روز اول ماه محرم می گذرد هنوز لباس مشکی

را به تن دارند در زمانی که همیشه گره در کارشان هست . اگر با این افراد برخورد داشته باشید

خواهید دید ربا میخورند - حرف خوبشان حرفهای رکیک هست که در خور یک اسنان نیست بچه

شیعه بودشان بماند .

سخن ما این است تا بکی در گمراهی - تا به کی در جهالت وخودخواهی - بقول کافی رحمه لله علیه

عکس مولا علی را تابلو قرار ندهید مرام مولا را تابلو و سرمشق زندگی خود قرار دهید.

این همه گرفتاری نشانه بازتاب اعمال خودتان است واگر نخواهید واجازه ندهید آموزگاری وارد زندگیتان

شود در همین جهالت باقی خواهید ماند .